۱۳۸۷ خرداد ۷, سهشنبه
به نقل از خبرگزاری فارس زنی که در هفته گذشته بر سر اختلافی که با همسرش داشت چاره ای جز قهر نیافت...پس از گذشت چند روز این زن و شوهر با وساطت خواهر و مادر زن دوباره زندگی نویی را آغاز کردند...
به مصاحبه ی کوتاهی که پس از این آشتی با زن انجام دادیم توجه بفرمایید:
*سلام
-ببعععععع بععع بببععع
*خواهرم من یک مردم با دختر که صحبت نمی کنی....پس بهتره با زبون آدمیزاد حرف بزنیم
-آخ...ببخشید حواسم نبود...همین کارها رو کردم که شوهرم از دستم آصی شده بود
*چی شد که پیداتون کردن؟
-تو عید قربون داشتن سرم رو می بریدن که یکی از همسایه های قدیمیمون من رو شناخت و به مادرم زنگ زد
*چی شد که کارتون به اینجا کشید؟
-آخه زن همسایمون فرار کرده بود....منم رو چشم هم چشمی فرار کردم
*به نظرت کار درستی کردی؟
-من غلط کرده باشم...به قول شوهرم تو فقط به درد ******(ببخشید که نمیتونیم چاپ کنیم)می
خوری...تازه گیها مثل اینکه به درد******هم نمیخورم
*درسته که شوهرت هوو روی سرت آورده؟
-بله...من کاملا راضی هستم....فکر میکنم که ۴ تا از دخترهای فامیلمون رو گرفته باشه...دعای اهالی
محلمون همیشه پشت شوهرم هست....خدا خیرش بده
*خوب مثل اینکه زیاد حرف زدی
-هر چی شوهرم بگه(شوهر:بسته دیگه....آقا خفش کن...کلی ظرف و کهنه تو خونه ریخته)
*برای حسن ختام مصاحبه آیا حرفی.نصیحتی برای دخترهای همنوع خودت داری؟
-با اجازه ی شما و شوهرم....بببع بعع ببععبببع ببعب بع بعبع بع بع بع بعب بع!!!
وقتی پسرا دور هم خلوت میکنند!!
۲- وای پسر ! این دختره دانشجو که توی کلاس ماست رو دیدین عجب سینه هایی داره !
۳- من بدجوری عاشقش شدم . اگه این خوشکله با من دوست بشه من همه ی دوست دخترهام رو کنار میگذارم .
۴- جا کش ها ! حوصله مون سر رفت ! دو تا کس*شعر بگین تا بخندیم
۵- یک سی دی توپسی گیرم اومده که خیی باحاله . جدیدترین شوی جنی فر لوپر و شکیراست .
۶- بچه ها این دختره رو دیدین که مانتو صورتی میپوشه و یه عینک آفتابی هم میزنه . وقتی هم که توی دانشگاه را میره هیچکی رو تحویل نمیگیره . باید حالشو بگیریم .
۷- ما اینیم دیگه بالاخره شماره رو دادیم به دختره فقط دنبال خونه خالی میگردیم .
۸- بچه ها من میخونم شماها دست بزنید ... توی کوچمون دختره قد بلنده ...
۹- بر و بچ جاتون خالی امروز رفتیم کافی نت یه رومی رو به گند کشیدیم .
حال کردین؟
البته این دلایل از دلایل زنان منطقی تره
1. در این مرحله شما مشاهده میکنید که از آن سر کوچه یک دختر ناز و به شدت خوشگل نزدیک میشود. شما باید دستی به سر و روی خود کشیده و خود را کاملا مرتب کنید. حال خود را در جستجوی چیزی نشان بدهید و تمام سوراخ سنبههای اطراف را بگردید. دختر به نزدیکی شما میرسد. صدای خود را صاف کنید. بخاطر داشته باشید بسیار خود را مؤدب جلوه بدهید. منتظر باشید و تا دختر به کنار شما رسید ناگهان بگویید:
- خیلی عذر میخوام. ببخشید یک لحظه... دختر میایستد و به شما نگاهی انداخته میگوید: بله، بفرمایید.- عذر میخوام من سر راه شما یک چیزی گم کردم. میخواستم ببینم شما ندیدینش؟
- چی گم کردید؟
شما ناگهان صدای خود را بالا برده و میگویید: قلبمو.
2. با ماشین تو خیابونها چرخ میزنید. در کوچهای خلوت با دختری زیبا مواجه میشوید. حال باید ماشین را کنار او نگهداشته، شیشه را پایین بکشید و بگویید: خانم من لولو خورخورهام. اگر سوار نشی میخورمت. که در اینجا دو حالت دارد یا سوار میشود که هیچ و اگر سوار نشد به شما اجازه خوردنش را داده است.
3. ساده ترین متلک به یک دختر اینست: خانم مکان هست تشریف میارید؟ که بطور مختصر و مفید منظور رسانیده میشود.
۲-سلام کن بگو خوبی..
۳-سلام کن بگو خوبی..خانواده خوبم...
۴-ببین من دوستت دارم میخوای باور کن میخوای باور نکن
۵-نمیدونم چرا یک ساعت که نمی بینمت حس می کنم دارم می میرم آخه تو که میدونی من بدونه تو میمیرم............
۶-فکر نکنی من هم عین پسرهای دیگه الکی میگم دوستت دارم...من با بقیه فرق دارم
۷-الکی به یک چیزه غمگین فکر کن بعد که اشک تو چشمات جمع شد بگو وای نمی تونم ازت ۱ دقیقه جدا بشم......
منتظر ادامه آموزش باشین.
بابات را میکنی کچل تا بینی رو کنی عمل
با همراهت زنگ میزنی عینک رنگ رنگ میزنی
این دل و اون میزنی هی به موهات ژل میزنی
جنس لباسات تریکو موزیک فقط از انریکو
جوراب های فسقلکی روسرهای الکی
با اشوه های شُتری میشینی پشت موتوری
تو خیالت خیلی تکی فکر میکنی با نمکی
خوشی با این تیپ خفن حالا قشنگی مثلا ؟
خانم هامثل چسب دوقلو هستنداگر دستشان با گوشی تلفن مخلوط شد, دیگر باید سیم را برید
خانم ها مثل موتور گازی هستندپر سر و صدا , کم سرعت , کم طاقت
خانم ها مثل رعد و برق هستنداول برق چشمهاشون می رسه , بعد رعد صداشون
خانم ها مثل لیمو شیرین هستنداول شیرین و بعد تلخ می شوند
این مطلب ادامه دارد در حال ساخت//.
آنگاه که مشرق, خورشید در بغل
مینگرد مغرب را.... فاضلانه
و زن با شهامتی ربانی
بلند میشود
و از زمین.... فاصله میگیرد
و بر پوست مشعشع خود دست میکشد
و تپشهای لقاحی پر بار را
زیر جناق قدرت خود
لمس میکند
و در منافذ پوستش
کف می کند
لذت....
اعصابت همیشه آرومه .
کسی نیست که همش دمه گوشت نق بزنه .
بادوستای پسرت هرکاری بخوای میکنی و هیچ کس نیست که حرفی بزنه .
حرص نمیخوری .
کسی نیست که اگه باهاش بحث کنی قهر کنه و بره .
مجبور نیستی مدام حرفای چرت و پرت بشنوی .
دیگه کسی نیست که مدام بیاد دمه گوشت وزووز کنه و بگه: بازیگر مورد علاقه ی من برد پیته! عشق من کامران هومنه ...!!!! خلاصه از این مزخرفات در امانی!
هیچوقت دلشوره نداری .
هیچوقت گندی بار نمیاد که خانواده بهت بی اعتماد بشن و دیگه توو خونه تنهات نزارن !!!
خلاصه اینکه تو کله جهان احتارم واست قائلن .
جزو آدمای تک میشی . که توو دنیا خیلی کم پیدا میشن . البته اگه anti girl باشی .
تا بعد ..

دختر ایرانی ! : هرگز بینی هایشان عمل کرده نیست .
- موهایشان خدادادی طلائی است و مادر زادی مش داره .
- وقتی از کنار هم رد میشن هرگز به هم چپ چپ نگاه نمی کنند.
- تمام زیور آلاتشان طلاوجواهرات اصل است.
- تا قبل از ازدواج هر گز ابروهایشان را بر نمی دارند.
- بدون اجازه خانواده شان هیچ جا نمیرن .
- وقتی باهاشون دوست شدی هفته دوم باید بری خواستگاری .
- همیشه سر به زیر هستن و به هیچ غریبه ای نگاه نمی کنند
خانوم بازی یا درس خوندن؟؟؟
سیزده تا دلیل قانع کننده برای اینکه چرا درس خوندن بهتر از خانوم بازیه!!!
۱-حداقلش اینه که آدم بالاخره یکی رو گیر میاره که با هم بشینن سرش!2-وقتی آدم خسته می شه می تونه بگذاردش کنار بره استراحت کنه بعد که دوباره حالش سر جاش اومد بیاد از اونجایی که ول کرده بود ادامه بده!
3-اگه کار آدم زود تموم شد احساس شرمندگی نمی کنه!
4-وقتی آدم یه کتاب جدیدی رو باز می کنه لازم نیست نگران این باشه که تا حالا کیا خوندنش!
5-با یک فنجون قهوه آدم می تونه همه شبو کار کنه!
6-آدم می تونه همراه باهاش هم تلویزیونش رو نگاه کنه و هم شامش رو هم بخوره!
7-آدم مجبور نیست تاریخ چاپ همه کتاباشو یادش بمونه!
8-موقع کار لازم نیست آدم گیلاس عرقش رو بگذاره کنار!
9-اگه آدم تو یه قسمتی ضعیف باشه می تونه از رفقاش کمک بگیره!
10-آدم هیچ وقت برای نیم ساعت ورق زدن یه کتاب با حال ده هزار تومن پیاده نمی شه!
11-اگه رفیق آدم یه کتاب باحال داشته باشه آدم می تونه برای دو شب ازش قرض بگیردش!
12-واسه باز کردن کتاب آدم مجبور نیست کلی پای شام تو رستوران پول تاکسی پیاده شه!
13-اگه یهو وسط کار ننه بابای آدم سر برسن گندش در نمیاد!
حالا کی می گه درس بده؟
حتما بخونید(کرکر خندس)
خاطرات یک دانشجوی دم بخت
دوشنبه اول مهر:امروز روز اولی است که من دانشجو شده ام. شماره ی کلاس را از روی برد پیدا کردم. توی کلاس هیچ کس نبود، فقط یک پسر نشسته بود. وقتی پرسیدم «کلاس ادبیات اینجاست؟» خندید و گفت:بله، اما تشکیل نمی شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت که یکی دو هفته ی اول که کلاس ها تشکیل نمی شود و خندید.
با اینکه از خندیدنش لجم گرفت، اما فکر کنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسید که ترم یکی هستید یا نه. گمانم می خواست سر صحبت را باز کند و بیاید خواستگاری؛ اما شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم زیاد نخندد!
***
دو هفته بعد، سه شنبه:امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را دیدم از دور به من سلام کرد، من هم جوابش را ندادم. شاید دوباره می خواست از من خواستگاری کند. وارد کلاس که شدم استاد گفت:"دو هفته از کلاس ها گذشته، شما تا حالا کجا بودید؟" یکی از پسرهای کلاس گفت:«لابد ایشان خواب بودن.» من هم اخم کردم. اگر از من خواستگاری کند، هیچ وقت جوابش را نمی دهم چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم زیاد طعنه نزند!
***
چهارشنبه:امروز صبح قبل از اینکه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر کوچه کیک و ساندیس گرفتم او هم از من پرسید که دانشگاه چه طور است؟ اما من زیاد جوابش را ندادم. به نظرم می خواست از من خواستگاری کند، اما رویش نشد. اگر چه خواستگاری هم می کرد، من قبول نمی کردم؛ آخر شرط اول من برای ازدواج این است که تحصیلات شوهرم اندازه ی خودم باشد!
***
جمعه:امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشی را که برداشتم، پسری گفت: خانم میشه مزاحمتون بشم؟ من هم که فهمیدم منظورش چیست اول از سن و درس و کارش پرسیدم و بعد گفتم که قصد ازدواج دارم، اما نمی دانم چی شد یخ کرد و گفت نه و تلفن را قطع کرد. گمانم باورش نمی شد که قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم خجالتی نباشد!
***
سه هفته بعد شنبه:امروز سرم درد می کرد دانشگاه نرفتم. اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوی مغازه اش نشسته بود، گمانم منتظر من بود. از پنجره دیدمش. این دفعه که به مغازه اش بروم می گویم که قصد ازدواج ندارم تا جوان بیچاره از بلاتکلیفی دربیاید، چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم گیر نباشد!
***
سه شنبه:امروز دوباره همان پسره زنگ زد؛ گفت که حالا نباید به فکر ازدواج باشم. گفت که می خواهد با من دوست شود. من هم گفتم تا وقتی که او نخواهد ازدواج کند دیگر جواب تلفنش را نمی دهم، بعد هم گوشی را گذاشتم. فکر کنم داشت امتحانم میکرد، ولی شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم به من اعتماد داشته باشد!
***
چهارشنبه:امروز یکی از پسرهای سال بالایی که دیرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهی کرد، من هم بخشیدمش. به نظرم میخواست از من خواستگاری کند، چون فهمید من چه همسر مهربان و با گذشتی برایش میشوم؛ اما من قبول نمیکنم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم حواسش جمع باشد و به کسی تنه نزند!
***
جمعه: امروز تمام مدت خوابیده بودم؛ حتی به تلفن هم جواب ندادم، آخر باید سرحرفم بایستم. گفته بودم که تا قصد ازدواج نداشته باشد جوای تلفنش را نمی دهم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم مسئولیت پذیر باشد!
***
دوشنبه:امروز از اصغرآقا بقال 2 تا کیک و ساندیس گرفتم. وقتی گفتم دو تا، بلند پرسید چند تا؟ من هم گفتم دو تا. اخم هایش که تو هم رفت فهمید که غیرتی است. حالا مطمئنم که او نمی تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم غیرتی نباشد، چون این کارها قدیمی شده!
***
پنچ شنبه: امروز دوباره همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد، من هم تلفن را قطع کردم. با او هم ازدواج نمی کنم؛ چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم هی مرا امتحان نکند!
***
دوشنبه: امروز روز بدی بود. همان پسر سال بالایی شیرینی ازدواجش را پخش کرد. خیلی ناراحت شدم گریه هم کردم ولی حتی اگر به پایم هم بیفتد دیگر با او ازدواج نمی کنم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم وفادار باشد!
***
شنبه: امروز یک پسر بچه توی مغازه ی اصغرآقا بقال بود. اول خیال کردم خواهرزاده اش است، اما بچه هه هی بابا بابا می گفت. دوزاریم افتاد که اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نکردم. آخر شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم زن دیگری نداشته باشد!
***
یکشنبه: امروز همان پسری که روز اول دیدمش اومد طرفم. می دانستم که دیر یا زود از من خواستگاری می کند. کمی که من و من کرد، خواست که از طرف او از دوستم "ساناز" خواستگاری کنم و اجازه بگیرم که کمی با او حرف بزند. من هم قبول نکردم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم چشم پاک باشد!
***
ترم آخر : امروز هیچ کس از من خواستگاری نکرد. من می دانم می ترشم و آخر سر هم مجبور می شم زن اکبرآقا مکانیک بشوم

2 - بهش زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و فیلم هوو یا ازدواج به سبک ایرونى رو ببینید.
3 - تا یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین و باهاش دعوا کنین. با کلماتی از قبیل:مگه تو خودت خواهر مادر نداری؟...یا یه همچین چیزایی .ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جک فجیع یا افتضاح تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.
4 - آرایش شدید بزنید و از این شلوارای خیلی برمودا و از این پیرهن آستین کوتاها بپوشید و برید جلوی بنده خدا رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.
5 - عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.
6 - موقع تولدش جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و (احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی) بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید.
7 - همین که تو ماشین بغل دستش نشستین شروع کنین به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند صد هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو حساسید.
8 - وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون زنگ بزنید و چهار ساعت و چهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبایل بذارید
اولین قدم جهت مخ زدن انتخاب سوژه میباشد
2-
3-
5- !!! -اونایی که تا یه پسر می بینن سریع مثل مگس زلمیزنن تو چشمای طرف! اونایی که دبیرستانی هستند و در مقطع اول و دوم دبیرستان درس می خونند! اونایی که خیلی تابلو رفتار می کنن و سرشون با گوششون بازی میکنه! 4-اونایی که تو خیابون حتی با دیدن ویترین بقالی وایمیسن و پفک و چیپس ها رو دید می زنن! اونایی که خیلی زشت هستند و سال به سال نخ اصلاح و اپی لیدی مصرف نمی کنن! بتون قول میدم که اینگونه دختر ها حتی اگر یه تیکه جواتی هم بشون بندازین سریع پا میدن و میان آویزون شما میشن!
اما از اونجایی که میدونم همه پسرا عادت دارن لقمه گنده تر از دهنشون بر دارند - حتی اگر قیافه اونها یه چیزی تو مایه های دمت گرم باشه – و به دنبال دخترای فشن و با کلاس هستند ,:
آیا شما تازه به شهر آمده اید ؟
آیا شما جوات هستید؟
آیا شما قیافه ای فاجعه آمیز دارید؟
آیا صورت شما طی عملیات شهادت طلبانه ای در جنگ جهانی دوم مورد اصابت خمپاره قرار گرفته است؟(یه چیزی تو مایه های همون فاجعه آمیز)
آیا شما لهجه دارید؟
آیا شما به دنبال یک دختر کلاس بالا می گردید؟
آیا شما دنبال دختری با شلوار برمودا هستید؟
و بالاخره آیا شما به دنبال زیدی هستید که زمین تا آسمان از نظر تیپ و مایه و قیافه با توی در به در تفاوت داشته باشد؟
اگر جواب همه سوال های بالا بل یا آره یاYes هستند لازم است به شما بگویم که هرگز نگران نباشید .چون ما این نیاز شما را کاملاً برطرف میکنیم!
شما با داشتن تنها چند بلیط اتوبوس می توانید به خواسته خود برسید!بله درست حدس زدید! کافیه چند تا بلیط اتوبوس داشته باشید!
قبل از اینکه چگونگی مخ زدن رو بتون یاد بدم ابتدا آماری از پا دادن دخترای بالا شهر بگم
1-
2-
3-
4-
5-
6-
7-: دخترای که پاتوقشون بالای شهر می باشد فقط به ماشین دار ها پا میدن و اگر شما ماشین ندارید یا ماشینتون کمتر از15 میلیون هست نیازی نیست وقتتون رو تلف کنید و به چنین مکان هایی برید و بهتره که به همون پایین شهر بسنده کنید! دخترایی که پاتوقشون خیابون های خیلی با کلاس شهر می باشد حتی با ماشین 15 میلیونی هم نمیشه مخشون رو زد چون این دخترا قبلاً مخشون زده شده (توسط بچه محل هاشون) و جنس بی صاحاب در چنین مکان هایی پیدا نمیشه! دخترایی که خودشون ماشین دارند و بنا براین مخشون زدنی نیست (نکته:90 درصد دختر ها اصولاً به این دلیل پا میدن که یه احمقی بیاد با ماشن ببردشون کافی شاپ و رستوران و بعدشم برسوندشون خونه!پس اگر طرف خودش ماشین داشته باشه دیگه عمراً پا بده مگر در مواردی خاص!) بعضی دختر های پایین شهر حتی به راننده تاکس هم پا میدن پس این نقطه ها بهترین مکان برای تور کردن داف می باشد! بعضی دختر ها شهر هم که ماشالا خودشون پسر تور میکنن! بعضی ها هم که دیگه نیازی به توضیح من نیست!!!! دختر های پایین شهر هم دخترا دو دسته میشن:دسته اول اونایی که که در بالا 5 تا از ویژگی هاشون رو گفتم و این دسته حتی با جدول کنار خیابون هم طرح دوستی میریزند و دسته دوم که به دلیل داشتن چند تا برادر قلچماق اصلاً کسی طرفشون نمیره....
اما نحوه مخ زدن:
الف: مخ زدن دخترای بالا شهری:
وسایل مورد نیاز:یک جفت صندل سفیدDarki –شلوار مدل بوسینی ,Buddyو یا هر شلواری که بشه دمپاش رو بالا زد-یک تیشرت خط دار حلقه ای (ترجیحاً آبی کمرنگ یا مشکی)- ترجیحاً موی بلند – ریش عجیب و غریب- چشمای هیز و کشیده –ماشین بالای 15 میلیون و همچنین مقداری زبان به اندازه کافی!
روش مخ زدن: دیگه مخ زدن با گفتن واژه هایی مثل:خانوم ببخشید ساعت چنده؟ - میشه وقتتون رو بگیرم؟ - جیگرتو بخورم و ... کاربردی نداره باید و باید به جاش کار های زیر رو انجام بدید
1- : به بالای شهر رفته و جولوی یکی از مراکز تجاری مقادیری با ماشین خود به متر کردن خیابون ها می پردازید.2-سوژه مورد نظر را شناسایی میکنید 3- با ماشین خود جولوی پای سوژه توقف نموده و از ماشین پیاده میشوید(ضبط ماشین روشن باشد). 4- وقتی از ماشین پیاده شدید در ماشین رو باز گذاشته و بدون اینکه حتی نیم نگاهی به سوژه بیندازید وارد مرکز تجاری میشوید .5-سپس از مرکز تجاری خارج میشوید و به سمت ماشین خود می آیید .(بتون قول میدم سوژه همچنان کنار ماشین شما ایستاده است)6-سوار ماشین می شوید و اصلا به سوژه توجه نمیکنید.7- با ماشین چند متر به جلو میروید اما دنده عقب می کنید و به سمت سوژه می آیید و به او می گویید:سلام.بیا بالا .شرمنده که منتظرت گذاشتم .آخه کار داشتم.حالا بشین بریم!
تبریک میگم شما مخ یه دختر بالا شهری رو زدید!
ب-دخترای وسط شهر:
وسایل مورد نیاز:همه چیز های بالا به غیر از ماشین بالای 15 میلیونی.(پراید و 206 برای چنین مواردی مناسبه.مواظب باشید که ماشینتون کلاسش از 206 بیشتر نباشه چون دختره در این مواقع احساس سرخوردگی و تضاد طبقاتی شدید میکنه و عمراً بتون پا بده!)
روش مخ زدن:1-با ماشین خیلی آروم در کنار خیابون حرکت میکنید و هر دختری که دیدید جولوش ترمز میکنید و بش میگید : سلام. سوار شو بریم با هم یه دور بزنیم(اتول میزنید)
تبصره: 87 درصد دختر ها در این هنگام سوار ماشین نمیشن اما شما نا امید نشید و بازم به طرف گیر بدید و بتون اطمینان میدم که طرف در بار سوم سوار ماشین میشه.
ج.دخترای پایین شهر:
وسایل مورد نیاز:چیز خاصی مورد نیاز نیست فقط کافیه مقداری روغن و واکس مو از سرتون چکه کنه و ترجیحاً صورتتون پر از جای چاقو باشه.چون دخترای این قسمت شهر به کسی پا میدن که یه نمه تو مایه های فردین باشه!
روش مخ زدن:پس از اطمینان از اینکه سوژه مورد نظر برادر یا پسر خاله یا پسر عمو و اینا نداره میرید به سمتش و بش میگید:آبجی یه غلام لوتی نمی خوای؟!
تبریک میگم شما تونستی یه زید واسه خودتون ردیف کنید!از همین الان دارم هفته بعد رو مجسم میکنم که یه پیکان جوانان گوجه ای زیر پا و زید بغل و جاده شمال!!!
پس من سر همین موضوع تمرکز می کنم و بتون میگم که چیکار کنید اما ابتدا به شیوه تبلیغ های تلویزیونی با چند تا سوال شروع میکنم یعنی باید بفهمی کدوم دختر پا میده و کدوم پا نمیده ! که تشخیص این امر خیلی ساده است. فقط نیازمند کمی وقت و بیکاری است.یعنی شما میرید سر خیابون وایمیسید و به دقت خواهران شرعی خودتون رو زیر نظر میگیرید و اونایی که رفتارشون به شرح زیر می باشد بلا نسبت مثل سگ پا میدن


